منوچهر اميرى
42
فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه ) ( فارسى )
و ريشهء آن محروث است » ( ابن بيطار ، دهخدا ) . و اما دربارهء انجدان رومى اختلاف نظر است . بعضى مؤلفان و بلكه مىتوان گفت اغلب آنان از جمله ابن سينا انجدان رومى را سساليوس يا سيساليوس دانستهاند و برخى كاشم يا كاشم رومى : ر ك : « سساليوس » و « كاشم » ، انگدان ، گياهى از تيرهء چتريان كه علفى است و پايا مىباشد . اين گياه در اكثر صحارى ايران فراوان است . ارتفاعش دو تا دو متر و نيم است و ريشهاش راست و ستبر است ، حلثيث ، انجدان ( فرهنگ معين ) . و اما دربارهء لغت انگژه angoze ناگفته نماند كه اين كلمه در نسخهء عكسى خط اسدى و در نسخهء چاپى زليگمان انكره ( با كاف عربى و راى بىنقطه ) و در نسخهء عكس كتابخانه مجلس انكزه ( با كاف عربى و زاى منقوط ) آمده است . باحتمال قريب به يقين در نسخهء خط اسدى كاتب سهوا بجاى زاى منقوط راى مهمله نوشته بوده يعنى فراموش كرده بوده است كه روى راء نقطه بگذارد . در هرحال انگژه مخفف انگوژه است كه همان انگوژد يا انگوزد يا انغوزه است . انجره ( Anjara , Anjora ) ( لا ) Utrica ( فر ) Ortie انجره . . . و او را برومى قرصيناثا خوانند و به يونانى قروص و بتازى انجره بپارسى كزنه . الابنيه ( بهم 22 ، زل 19 ) . انجره را افاليقى گويند و به لغت تازى او را قريص گويند و ابو معاذ گويد گز نه نباتى است كه او را در نواحى جرجان بر لب جويها بسيار بود . هرگاه كه عضو بد و بسوده شود خارشى و سوزشى در آن عضو افتد ( ترجمهء صيدنه ، ب 19 ) . انجره نباتى است كه برگ او هركجا كه بازآيد از تن مردم بسوزاند سخت و او را تخمى است همچون برگ گندنا ليكن اين تخم بدان درازى نيست و رنگ اين به زردى مىگرايد و املس است و اين نبات را به - شهر من گزنه گويند يعنى گزنده ( اغراض ، 612 ) . انجره لغت فارسى است و بلغت عربى قريص نامند و به لغت دار المرز گزنه نامند و به تركى كجيت كن . نباتى است برگش پر تشريف و انبوه و با خار - هاى بسيار ريزه و خارهاى ساقش اظهر و چون ملاصق جلد شود باعث حمرت جلد و سوزش و خارش گردد . گلش زرد و تخمش براق و نرم و با اندك پهنى و تيرهرنگ و از رازيانه كوچكتر و مراد از انجره مطلقا تخم اوست ( تحفه ، 36 ) . نبات النار ( برهان ، دهخدا ) . نباتى است برگ آن پرخار و ريزه و خارهاى ساق آن ظاهرتر و چون ملاصق بدن شود باعث حمرت و سوزش و خارش گردد ( مخزن ) . هى حب الفساء و يقال لها القريص و يقال له بالمغرب الحريق . . . و هو نبات النار و هو نوعان ابيض و اسود ( شرح اسماء ، م 14 ) . انجره